روزنامه عبریزبان معاریو در گزارشی نوشت که کشورهای غربی نفت ایران را به نفت دیگر کشورها از جمله آمریکا ترجیح میدهند.
این رسانه عبری در این رابطه اعلام کرد: بهدلیل مرغوبیت نفت ایران نسبت به نفتهای تولیدشده در قاره آمریکا، کشورهای غربی حتی شبکههای سرّی را برای دور زدن تحریمها و خریدن نفت از ایران ایجاد کردهاند.
در بخشی از این گزارش آمده است: موضوع نفت ایران حتی پیش از آغاز عملیات (جنگ تروریستی علیه ایران)، توجه جهانی گستردهای را به خود جلب کرده بود.
ایران، مانند دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، غنی از نفت خام است و صادرات آن بخش کلیدی اقتصاد این کشور را تشکیل میدهد.
ایران سالهاست که در زمینه صادرات نفت تحتتحریم قرار دارد و در سالهای اخیر، برجستهترین مشتریان آن ـ دستکم بهطور رسمی ـ روسیه و چین بودهاند، در عین حال، جهان به نفت آمریکا و نفت ونزوئلا نیز متکی است.
با این حال، «شانیکا انسیلم پریرا»، تحلیلگر سریلانکایی، تحلیل جالبی ارایه داده است: نفت هر کشور از نظر ترکیب شیمیایی با دیگری متفاوت است و بهترین نوع آن، نفت ایران است.
او مینویسد: «همه درباره بشکههای نفت ایران صحبت میکنند، اما کسی از ترکیبات آن حرفی نمیزند، همین تفاوت ساختاری دلیل اصلی آن است که پالایشگاههای غربی با وجود تحریمها، از بیست سال پیش شبکههای مخفیانهای را از طریق دبی برای دستیابی به آن راهاندازی کردهاند».
وی در توضیح این مطلب آورده است: «نفت خام یک کالای همگن و یکدست نیست، بلکه مجموعهای از هیدروکربنها با وزنهای مولکولی متفاوت است. ترکیب نفت تعیین میکند که پالایشگاهها چقدر راحت میتوانند آن را به فرآوردههای دلخواه و تجاری خود مانند بنزین، دیزل، سوخت جت و نفت کوره تبدیل کنند، این ویژگی با شاخص چگالی انجمن نفت آمریکا (API) سنجیده میشود.
API بالاتر نشاندهنده نفت خام سبکتر با زنجیرههای کربنی کوتاهتر است؛ امری که بهمعنای کاهش هزینههای انرژی موردنیاز برای فرایند شکست حرارتی (کراکینگ)، کاهش هزینههای پالایش و افزایش بازدهی در تولید مشتقات سبک و باارزش است،
در مقابل، API پایینتر بهمعنای نفت خام سنگینتر است که به انرژی بیشتر، مراحل پردازش متعددتر و تجهیزات پیچیدهتری نیاز دارد و در نهایت درصد بالاتری از پسماندهای کمارزش را بهجای میگذارد».
او تشریح میکند: «شاخص API نفت خام سبک ایران بین 33 تا 36 درجه است و میزان گوگرد آن بین 1.36 تا 1.5 درصد قرار دارد، این دقیقاً همان رقم ایدهآلی است که پالایشگاهها بهدنبالش هستند. این نفت بهاندازهای سبک هست که درصد بالایی از بنزین و مشتقات میانی را بدون هزینههای پالایشی سرسامآور تولید کند، و در عین حال بهاندازهای سنگین است که تمام فرآوردههایی را که پالایشگاههای پیچیده برای پردازش آنها طراحی شدهاند، تأمین کند، این همان چیزی است که مهندسان نفت به آن “مخلوط نفت خام بهینه” میگویند».
پریرا در مقایسه نفت خام ایران با نمونههای مشابه میگوید: «نفت خام سنگین ونزوئلا که به “مِـرِی” (Merey) معروف است، چگالی API حدود 16 درجه دارد و میزان گوگرد آن بین 3 تا 5 درصد است. پالایش سودآور این نفت نیازمند تجهیزات ویژه و سیستمهای پیشرفته گوگردزدایی است، این تجهیزات در پالایشگاههایی که اختصاصاً برای نفت ونزوئلا ساخته شدهاند وجود دارند و از نظر اقتصادی نیز توجیهپذیرند، اما این نفت جایگزینی برای نفت خام ایران نیست؛ بلکه محصولی کاملاً متفاوت است که زیرساخت صنعتی دیگری را میطلبد».
پریرا توضیح میدهد که نفت ایران دقیقاً در نقطهای کارآمد است که نفت آمریکا و ونزوئلا کارآیی ندارد:
«نفت ایران همان مایعی است که بدون نیاز به زیرساختهای نفت خام سنگین یا فرآیندهای پیچیده اختلاط نفت بسیار سبک، در قلب سیستم پالایش جهانی جریان مییابد. این سازگاری مولکولی باعث میشود قیمت آن همواره بالاتر از نمونههای مشابه باشد، به همین دلیل است که پالایشگاههای هند در تمام دورههای تحریم، خرید نفت خام خود را از ایران حفظ کردند و برای تضمین تداوم این جریان، بر سر مسائل لجستیکی چانه زدند، این موضوع همچنین دلیل شکلگیری سیستم بانکی و تجاری موازی دبی بود».
او در پایان حرفهای خود را اینگونه جمعبندی میکند:
«نقش تنگه هرمز تنها به انتقال نفت محدود نمیشود، بلکه این آبراه نوع خاصی از نفت را جابهجا میکند که سیستم پالایش جهانی برای پردازش آن با بالاترین کارآیی طراحی شده است. مسدود شدن این تنگه نهتنها عرضه کلی را کاهش میدهد، بلکه جهان را از نفت خامی محروم میکند که سیستم جهانی در بهینهترین حالت خود با آن کار میکند؛ امری که تمام پالایشگاههای دنیا را مجبور خواهد کرد با کارآیی کمتری از گزینههای جایگزین استفاده کنند، این همان هزینه اضافی پنهانی است که در قیمت 82دلاری نفت گنجانده شده است.»
